۱. اگر امام به جای سخنرانی در بهشت زهرا، از بیانیه استفاده میکردند، من بر این نظرم هرگز آن تأثیر بنیانافکن رژیم را نداشت. انقلاب ما، انقلاب «نوار» بود و امام با همین «نوار» کار رژیم را پایان داد.
۲. وقتی هر بار متن آن سخنرانی را مطالعه و یا صدای آن را گوش میکنم، عظمت خطابه و منبر و اثرات ژرف آن را درک میکنم.
۳. امام درین سخنرانی، فوقالعاده بیهمتا ظاهر شدند و نشان دادند هوش خود را کجا هزینه کنند. سخنرانییی که به نظرم تمام افکار چندین سالهی امام و نهضت مردمیو اسلامیدر آن یکجا به خروش و پژواک بدل شد و ملت هنوز هم آن لحن و فریاد بیهراس امام را در پژواک میشنود و آن چهرهی نافذ و کاریزماتیک بر روی صندلی را میبیند.
بهشت زهرا. امام خمینی. عکس: بازنشر دامنه
۴. تحلیل محتوای فوریام از آن سخنرانی این است که در زیر به سبک فشردهنویسی، بیان میدارم. واژگان داخل «...» از خود امام است.
۵. اول از همه صاف میرود روی «راه خدا» و با این عنوان، در واقع به صورت حرفهای بقیهی راهها را ناکافی و در نهایت بیاثر و باطل نمایاندند.
۶. بعد بیدرنگ به ریشهی سلطنت و سلطان حملات مَهیب و تهییجکننده میبرَد و مشروعیت سیاسی رژیم هر دو پهلوی را، نابود و یکجا منحل میسازد. این کم چیزی نیست، آنهم سخنگفتن در جایی که هنوز رژیم سرپاست.
۷. آنگاه سخن خود را به تمایلات ملت پیوند میزند و باز نیز پایههای تأسیسی سلطنت پهلوی و حتی قجَری را سُست میکند و حتی با یک پرسش تحریک برانگیز از مردم تهران میپرسد شما آیا این نمایندگان مجلس و سنا را میشناسید؟ با این سخن، فرمایشیبودن نهادها و ساختار نظام را در مقام نظری، فرومیپاشاند. زیرا در پایان سخنشان سنا را «مزخرف» توصیف میکند.
۸. در ادامه وارد فاز حساستر میشود و با بکارگیری لفظ قانون و قانونی به سخنرانی خود جنبهی ایجابی میدهد و میگوید: «ما مىگوییم که شما غیرقانونى هستید باید بروید.» و حرفهایتر اینکه آن را وارد فاز شرعی میکند و میگوید: «حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است که سرنوشتمان دست خودمان باشد.»
۹. آنگاه به آوردن لفظ «خائن خبیث» برای شاه، شخصیت حقوقی محمدرضا را مهر ابطال میزند و مردم را به این پیام نوید میدهد که چون ملت مرا قبول دارد، «من دولت تعیین مىکنم! من تو دهن این دولت مىزنم!» امام با این جملهی قصار، اساس حکومت شاه و دولت فرمایشی بختیار را درهم کوبید و ملت با این جمله، دریافت تا سرنگونی رژیم چندقدمیباقی نمانده است. مردم سراسر ایران گمان میکنم در آن لحظه با این جملهی امام به اوج شادی خود رسیده بودند.
۱۰. در انتهای سخنرانی نکتهای دستوری با الفاظ فقهی میگوید که کلید ظفر بود در ۲۲ بهمن، «بر همهی ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتى که اینها ساقط بشوند.»
۱۱. بعد دست روی مطلبی میگذارد که افکار بخشی از متشرّعین ناهمراه نهضت را خنثی ساخت. یعنی آنجا که فرمودند: ما با سینما و رادیو و تلویزیون مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم.
۱۲. و در اوج سخن، حرف از ساختن میزند و قدرتمندبودن ایران و قویشدن مملکت. عین سخن این است: «ما مىخواهیم که مملکتْ مملکت قوى باشد. ما مىخواهیم که مملکت داراى یک نظام قدرتمند باشد.» همان خط و راهی که اخیراً رهبری نیز در نمازجمعه ۱۷ دی ۱۳۹۸، آن را با زبان تازهتر بیان کردند: «باید قوی شویم».
آمدنتای امام خجسته بود، ماندنت نیز خجسته و یادت و راهت هم خجسته، فرخنده، برازنده.
۱۲ بهمن ۱۳۹۸
قم. ابراهیم طالبی دارابی [دامنه]
گوشههایی از متن سخنرانی امام در ادامه:
من نمى توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد...
سلطنت پهلوى از اول که پایه گذارى شد بر خلاف قوانین بود. آنهایى که در سن من هستند مى دانند و دیده اند که مجلس مؤسسان که تأسیس شد، با سرنیزه تأسیس شد. ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان. مجلس مؤسسان را با زور سرنیزه تأسیس کردند، و با زورْ وکلاى آن را وادار کردند به اینکه به رضا شاه رأى سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلى بود؛ بلکه اصل رژیم سلطنتى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است...
ما فرض مى کنیم که یک ملتى تمامشان رأى دادند که یک نفرى سلطان باشد؛ بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأى آنها براى آنها قابل عمل است. لکن اگر یک ملتى رأى دادند- و لو تمامشان- به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقى [است؟]...
ما فرض کنیم که- رأى مثبت دادند اما رأى مثبت دادند بر آغا محمد خان قَجَر و آن سلاطینى که بعدها مى آیند؛ در زمانى که ما بودیم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هیچ یک از ما زمان آغا محمد خان را ادراک نکرده؛ آن اجداد ما که رأى دادند براى سلطنت قاجاریه، به چه حقى رأى دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟...
سرنوشت هر ملت دست خودش است...
وقتى که اینها رأى دادند به اینکه ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمد رضا شاه را، رژیم سلطنتى را نمى خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از براى اینکه سلطنت او باطل است...
من از شما مردم تهران سؤال مى کنم که آیا این وکلایى که در مجلس هستند- چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا- شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید؟ اکثر این مردم مى شناسند این افرادى را که به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم؟ مجلسى که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس مجلسِ غیر قانونى است...
ما مى گوییم که شما غیر قانونى هستید باید بروید...
حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است که سرنوشتمان دست خودمان باشد...
محمد رضاى پهلوى، این خائن خبیث رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد...
ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم...
تمام نفت ما را به غیر دادند! به امریکا و غیر از امریکا...
براى اینکه آزادى مى خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق به سر بردیم. نه مطبوعات داشتیم، نه رادیو صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم؛ نه خطیب مى توانست حرف بزند، نه اهل منبر مى توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مى توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد؛ نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را مى توانستند ادامه بدهند...
این اختناق هم باقى است. ما مى گوییم که خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم- تمام اینها غیر قانونى است و اگر ادامه به این بدهند، اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند، و ما آنها را محاکمه مى کنیم...
من دولت تعیین مى کنم! من تو دهن این دولت مى زنم! من دولت تعیین مى کنم! من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى کنم! من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد...
ما تا هستیم نمى گذاریم اینها سلطه پیدا کنند...
من عرض مى کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتى که اینها ساقط بشوند...
آقاى سرلشکر، شما نمى خواهید مستقل باشید؟ شما مى خواهید نوکر باشید؟! من به شما نصیحت مى کنم که بیایید در آغوش ملت؛ همان که ملت مى گوید بگویید...
اسلام براى شما بهتر از کفر است؛ ملت براى شما بهتر از اجنبى است...
ما مى خواهیم که مملکتْ مملکت قوى باشد. ما مى خواهیم که مملکت داراى یک نظام قدرتمند باشد...
مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفى است! همیشه بوده!...