loading...

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

بازدید : 391
دوشنبه 20 بهمن 1398 زمان : 16:12
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

به قلم دامنه. به نام خدا. درخونگاه. چندی پیش، از شاتل« درخونگاه» را به تماشا نشستم. (درخونگاه منطقه‌ای از مناطق شهر تهران است) یادداشت‌هایی هنگام دیدن فیلم نوشتم ڪه اینڪ تبدیل به یڪ متن می‌ڪنم. البته ضعف‌ها و تیرگی‌ها درین فیلم، از نگاه من زیاد است، اما نمی‌توانم از نڪاتی ڪه مؤثر دیدم و برداشت نموده‌ام، به اشتراڪ نگذارم، پرده‌پرده می‌ڪنم تا برداشت خوانندگان را آسان‌تر سازم:

دامنه‌ی داراب‌کلا

گریم امین حیایی در فیلم سینمایی «درخونگاه»

پرده‌ی ۱. رضا (امین حیایی) از ژاپن به ایران برمی‌گردد؛ پس از هفت‌هشت سال ڪار و تلخی‌ها. به مادرش می‌گوید از یڪ ژاپنی پرسیدم چرا این‌همه پیشرفت ڪرده‌اید؟ گفت به سه علت: نسل جوان، هدف، چندخدایی! یعنی هر چی نفع دارد همان دین‌شان است!

پرده‌ی ۲. مادر ڪه فقر و فلاڪتش ڪِش آمده است، می‌گوید من الان آدم می‌خواهم نه گرگ و سگ.

پرده‌ی ۳. رضا با اِعجاب می‌گوید زیرِ پاشون آبه، اما انگار رو آتیش‌اند. اشاره‌ی حیایی است به تحرڪ ژاپنی‌ها.

پرده‌ی ۴. رضا شخصیت محوری فیلم ڪه فردی با سابقه‌ی شرارت و ... است و برادرش در جبهه شهید شده، وقتی در اتاق، مادربزرگش را می‌بیند او را «خورشید» خود می‌خواند. با این‌ڪه «لات» است و از ژاپن برگشته، اما احترام به جدّه را برای خود ارزش می‌بیند.

پرده‌ی ۵. رضا وقتی می‌بیند هنوز دور و بری‌هاش با منجلاب ڪژروی مانند زورگیری، قمه‌ڪشی و آزار شهروندان وداع نڪردند می‌گوید هرچه پیرای آنجا ڪار می‌ڪنند، اینجا جوانا لالا. و از سرِ فسوس می‌گوید پیرمرد ۸۰ساله می‌ره تازه تنیس یاد می‌گیره و گیتار.

پرده‌ی ۶. فیلم در یڪ صحنه ڪارگاه دستڪش‌سازی لاستیڪی را نشان می‌دهد ڪه دو چیز را برساند: ڪارگران آن، همه زنان پایین‌شهری‌اند، دستڪش هم سرانجام به دست همان زنان است ڪه باید دستشان بڪنن و برای خانه‌های بالاشهری ڪار ڪنند.

پرده‌ی ۷. وقتی حیایی از جمشید‌هاشم‌پور سراغ رفیق قدیمی‌اش را می‌پرسد، جمشید می‌گوید اون دیگه هیچ رقمی‌مانند گذشته‌اش نیست. یعنی رفت پیِ فساد و تباهی.

پرده‌ی ۸. وقتی رضا از پدرش می‌پرسد چرا آن‌همه پول توی حسابم را به باد دادید؟ جواب داد توی قیر بودیم، توی گیر بودیم. حیایی می‌گوید من به «یِن» پول درآوردم، نه به ریال. اما حیایی هنوز نمی‌داند یڪ نزول‌خوار پول را با حیله و نیرنگ از چنگ مادر درآورد، چندی سود داد و سرانجام دررفت.

پرده‌ی ۹. وقتی حیایی برای نجات رفیقش از زندان به او می‌گوید تو را با پولی ڪه ژاپن درآوردم، از زندان درمی‌آورم، رفیقش می‌گوید نه، من بیرون ڪلی بدهڪارم، زندان باشم آزادم، بیرون بیام در زندانم!

پرده‌ی ۱۰. حیایی زمینی خشڪ و دورافتاده را معامله می‌ڪند ڪه تا پرورش ماهی بزند، و می‌گوید هر ڪس را ڪه دیدی جَنم دارد اما ڪار ندارد، بگو بیاد پیشم ڪار بدم. اما پولش را ڪه به حساب مادر بود، نزول‌خوار یڪجا قورت داده‌بود و نقشه‌ی ڪار حیایی بر باد.

پرده‌ی ۱۱. در یڪ صحنه‌ی فیلم، سریال «سلطان و شبان» در اتاق مادر در حال پخش است ڪه دیالوگ آن به این می‌ماند: این گوسفندان مانند درباریان تو نیستند! ڪه هر چه فرمان بدی، بله‌قربان بگویند، اینا را با حُش‌حُش‌ش‌ش‌ش‌ش‌ش بچرانی، نه با فرمان و دادوبیداد!

پرده‌ی ۱۲. فیلم، سراسر صحنه است، سخن و درد و البته مقداری هم مسأله‌ساز و تیره‌نما، اما در جایی ڪه می‌بینی ڪف پای مادربزرگ پیر و زمین‌گیر، با دستان مادر با ولَرم، مهربانانه پاشویی می‌شود، دل انسان آرام می‌گیرد؛ آداب و ادبی برخاسته از اسلام و ایران. والسلام.

بازدید : 548
شنبه 18 بهمن 1398 زمان : 22:32
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

جمعه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۸، ۰۴:۲۸ ب.ظ

به قلم دامنه: به نام خدا. وفات حضرت اُم‌البنین -سلام الله علیها- تسلیت. با عرض ادب و احترام به پیشگاه آن مقام بلند، آن مادر گرانقدر، آن پرورش‌دهنده‌ی حضرت ابوالفضل العباس -سلام الله علیه_ یک سخن شیدانه‌ی ایشان را که از ژرفای جانش پس از واقعه‌ی عظیم عاشورا، بر زبان جاری شد، تقدیم به دوستان اهل معرفت و مودّت به اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌کنم:

حضرت ام‌البنین با شنیدن خبر شهادت چهار فرزندش و امام حسین (ع) چُنین گفت:‌

« ای کاش فرزندانم و تمامی‌آنچه در زمین است فدای حسین می‌شد و او زنده می‌ماند

درود بر این گونه روح‌ها و برین نوع اوج‌ها.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۱۱/۱۸

بازدید : 640
شنبه 18 بهمن 1398 زمان : 22:32
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

به قلم دامنه : در «مدرسه‌ی سلیمانی» (۱۴) به نام خدا. شهید حاج قاسم سلیمانی بزرگ‌انسانی آگاه و مهیّا بود؛ آگاه بود، چون‌ڪه به اعتراف خودِ جنگ‌سالاران آمریڪا، «ژنرال سلیمانی، یڪ نابغه» بود. مهیّا بود، چون‌ڪه جهان اسلام دست‌ڪم از سه سو در تب و تعَب بود:

از دسیسه‌های دشمنان خارجی،
از ذلّت‌پذیری‌های سران ڪشورهای خاّئف و «شیرده»
از مزدوری عده‌ای اندڪ از وطن‌فروشان خیانت‌پیشه ڪه حاضرند حتی با موساد و سیا درآمیزند.

دامنه‌ی داراب‌کلا

شهیدان حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس


با این وجود، گرچه در مڪتب اسلام زندگی و زنده‌بودن یڪ ارزش و مزرعه‌ی آخرت است و امانت و هدیه‌ی خدا، اما حاج قاسم سلیمانی برای شهادت بی‌تاب بود و از «مرگ» هرگز نمی‌هراسید و در مبارزه با امپریالیسم، بی‌باڪ بود: دست‌ڪم با این دو استناد، او در پی فیض و فوز شهادت بود:

یڪم: بارها از رهبری، عاجزانه طلبیدند ڪه برایش دعا ڪنند تا «شهید» شوند و با شهادت از این دنیا پَر بڪشند.

دوم: سلیمانی در ۲ مهر ماه ۱۳۹۷ وقتی گزارشی در رابطه با تهدیدات شده بود در بالای آن گزارش نوشته بودند:

«خداوندا ! از تو می‌خواهم به دست بدترین دشمنان اسلام ڪشته شوم.» ( منبع )

و چه ڪسی بدتر و به تعبیر رهبری «شقی‌تر» از رئیسِ بدنام و شَریر ڪشور یاغی و امپریالیستی و تاراجگر آمریڪا.

بازدید : 683
شنبه 18 بهمن 1398 زمان : 8:52
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ۱۰:۱۹ ق.ظ

به قلم دامنه. در «مدرسه‌ی سلیمانی» (۱۳) به نام خدا. شهید حاج قاسم سلیمانی به دلیل معنویتی که در خود در درجه‌ی بالا داشت، از همان سال‌های ۱۳۶۵ یا ۱۳۶۶ در اوج دفاع مقدس به عنوان فرمانده لشکر ثارالله کرمان به این فکر و ایده رسیده بود که کادر لشکر باید با علمای اخلاق رابطه‌ برقرار کند تا ساخته شود. از این‌رو، به حجت‌الاسلام شیرازی نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه قدس (که در آن دوره، مسئول تبلیغات لشکر ثارالله بود) گفت‌بود:

« به قم برو و ساختمانی را بگیر و کادر لشکر ثارالله را به قم ببر و در آنجا برایشان کلاس برگزار کن و نیروها را با علمای اخلاق مرتبط کن. » ( منبع)

بنابراین؛ تردیدی نیست که پایه‌های مستحکم «مدرسه‌ی سلیمانی»، معنویت، معرفت، اخلاق، خودسازی و در اوج آن وارستگی است. به تعبیری دیگر، مدرسه‌ای ڪه در آن باید «آراسته» باشی در بیرون، و «وارسته» گردی در درون. ظاهر و باطن را رُفتن و رَستن. و شهید سلیمانی بنیانگذار چنین دوره‌دیدن بود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۱۱/۱۷

بازدید : 556
شنبه 18 بهمن 1398 زمان : 8:52
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ق.ظ

دامنه‌ی داراب‌کلا

به نام خدا. رهبری در سخنرانی دیروز (۱۶ بهمن ۱۳۹۸) باز نیز موضع رسمی‌انقلاب اسلامی‌ایران را در باره‌ی سرزمین فلسطین و «فلسطینی‌الاصل‌»ها، شجاعانه و به‌طور شفّاف بیان ڪرده، و طرح ظالمانه و منحرفانه‌ی «معامله‌ی قرن» ترامپ را درهم فرو ریختند، ڪه به دلیل اهمیت آن در اینجا ارائه می‌ڪنم:

دامنه‌ی داراب‌کلا

«تنها راه برای صلح و حل مسأله‌ی فلسطین، نظرخواهی از مردم فلسطینی‌الاصل با هر مذهبی اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی است تا با رأی عمومی‌آنها، نظام مورد نظرشان بر سراسر سرزمین فلسطین حاڪم شود و درباره‌ی فلسطین و امثال نتانیاهو و دیگران نیز خودشان تصمیم‌گیری ڪنند... ان‌شاءالله این هدف محقق خواهد شد و شما جوانان آن روز را خواهید دید و به توفیق الهی در بیت‌المقدس نماز خواهید خواند.»( منبع)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۱۱/۱۷

بازدید : 695
پنجشنبه 16 بهمن 1398 زمان : 15:34
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

به قلم دامنه: به نام خدا. میانه‌روی و حدّ وسط چیست؟ « اگر کسی در راه خدا فنا شود و غنی شود میانه‌روست؟ » پاسخم به این سؤال سید علی‌اصغر شفیعی:

سلام. در این نظرنویسی‌ات، سؤال گرانقیمتی به درگاه مدرسه‌ی فکرت آوردی. اساساً، از انسان‌های زیرک خوشم می‌آید، اگر زیرک‌ها نباشند، حتی علم هم پیشرفت نمی‌کند. چون علم، با پرسش‌های تازه‌تر جان می‌گیرد. حتی، خون رگ‌های دانش، پرسش و پرسشگری است. برای گذر از شک به یقین، نه ماندن در شبهه و تردید.

پاسخم این است: چند سال پیش کتابی از مرحوم منتظری با عنوان «از آغاز تا انجام» را می‌خواندم که در آن «حد وسط» را خوب جا انداخت. نیز ارسطو هم در کتاب «اخلاق» این بحث را شکافت. من دو مثال می‌زنم تا «میانه‌روی» در معنای حقیقی آن روشن شود.

اول آن‌که از نظر ارسطو «حد وسط» در اخلاق از همه‌ی فضیلت‌ها (=زیادگی) بافضیلت‌تر است.

دوم این‌که میانه‌روی یا حد وسط، ناشی از رفتار متّکی به عدل است. در مثال زیر دقت فرمایید:

شما آقاسید علی‌اصغر می‌دانی که «شجاعت» تا چه حد برای زندگی بشر امری در حد ضرورت است، و در جبهه هم بارها آن را آزمودی. حال همین شجاعت که فضیلت و حد وسط است، ممکن است میان دو پدیده‌ی افراط و تفرط گرفتار گردد. افراط آن جُبن است (یعنی فرد در ترس مرتکب افراط شود، یعنی زیادی بترسد) و تفریط آن تهوُّر (یعنی فرد در ترس مرتکب تفریط شود، یعنی اصلاً نترسد، آنجا که باید از انجام کاری ترسید) که هر دو در مقابل فضیلت شجاعت، رذیلت محسوب می‌شود. کمال و عدل آن است که انسان شجاعت را در اندازه‌ی عدل آن داشته باشد، نه جُبن بورزد یعنی ترسو بودن در حد افراط. و نه تهور کند یعنی دلیری بی‌جا و نترسیدن در حد افراط. پس شجاع کسی نیست که اصلاً نباید بترسد، بلکه کسی است که حد وسط آن را بداند و بماند.

مثلاً دلاوری و شهادت و رشادت حاج قاسم سلیمانی از نظر من یک مثال عملی برای فضیلت شجاعت است؛ چون انسانی بود که هم حد وسط را می‌دانست و هم در حد وسط عمل می‌کرد. زیرا افراطی معنایش (=زیاده‌روی) است و تفریطی مفهومش کوتاهی‌گری.

مثال دوم: هر یک از ماها و اساساً اغلب ایرانی‌ها در دوره‌ی دفاع مقدس به جبهه رفتیم. رفتن به جبهه یک اقدام فضیلت و میانه‌روی بود، نه رذیلت؛ پس اگر رزمنده به شهادت می‌رسید، فعل او از فضایل بود. رذیلت اخلاقی در دوره‌ی دفاع مقدس در این دو چیز بود:

۱. برخی‌ها از نهایت ترسوبودن، به دفاع از دین و میهن برنخاستند. این یعنی افراط؛ که گفتم یعنی جُبن.

۲. برخی‌ها نیز با قبول قطعنامه‌ی صلح ۵۹۸ توسط امام، باز هم دم از ادامه‌ی جنگ می‌زدند و غبطه‌ی پیروزی نهایی را می‌خوردند، این یعنی تفریط؛ که گفتم تهوُر (=دلیر بی‌پروا و گستاخ) نام دارد نه شجاعت.

نتیجه: رزمندگان فعل‌شان فضیلت است، پس شهادت‌شان نیز حد وسط است و میانه‌روی. خدا خود در قرآن فرمود در راه خدا کشته‌شدن، شهادت و زنده‌بودن و رزق‌الهی خوردن است. پس، این سؤال شما که پرسیدی «اگر کسی در راه خدا فنا شود و غنی شود میانه روست ؟» جوابش، از نظر من آری است.

نکته: میانه‌رو بودن در رفتارهای سیاسی به معنای این نباید باشد که کسی بخواهد هم از آخور بخورد و هم تُوبره. نه. این کار فرصت‌طلبان است که اوایل انقلاب به آنها می‌گفتند: اُپورتونیست.

پوزشم را در پاسخ نیمه‌دراز بپذیر.

مدرسه‌ی فکرت

بهمن ۱۳۹۸

ابراهیم طالبی دارابی [دامنه]

بازدید : 500
چهارشنبه 15 بهمن 1398 زمان : 16:07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰۹:۱۳ ق.ظ

دامنه‌ی داراب‌کلا

« سپاه ایران ضربه‌ی متقابلی علی‌العجاله زد و پایگاه آمریکایی را با موشکهای خود درهم کوبید و ابّهت و آبروی آن دولت ظالم و متکبّر را لگدمال کرد و تنبیه اصلی او اخراج از منطقه است. » من قبلاً نیز در 30 آبان 1396 در این پست اینجابه «زینبیون، فاطمیون، حیدریون» پرداخته بودم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۱۱/۱۵

بازدید : 1137
چهارشنبه 15 بهمن 1398 زمان : 16:07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ۰۸:۴۳ ق.ظ

دامنه‌ی داراب‌کلا

به قلم دامنه. در «مدرسه‌ی سلیمانی» (۱۲) به نام خدا. سلام. شهید حاج قاسم سلیمانی در یادداشتی کوتاه در تاریخ 21 مهر 1391 به دوست خود «علی نجیب‌زاده» (که در تصویر دستخط ایشان مشاهده می‌کنید) نوشته بود: چهار چیز را فراموش نکن :

دامنه‌ی داراب‌کلا

اخلاص را، خالی‌کردن قلب از هر چیز غیر از خدا و محبت به اهل‌بیت (ع) را. نماز شب به عنوان توشه‌ای عجیب را، و یاد دوستانِ شهید ولو با ذکر یک صلوات را. منبع: کتاب «مسافر شماره‌ی 19» خاطرات علی نجیب‌زاده.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۱۱/۱۵

بازدید : 362
سه شنبه 14 بهمن 1398 زمان : 14:26
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دامنه‌ی داراب‌کلا

به قلم دامنه:پست ۷۴۶۰ . ڪارویژه‌های احزاب سیاسی. به نام خدا. این یڪ بحث تخصصی است، اما با زبان ساده و خلاصه نگاشتم. پیش از پرداختن به ڪارویژه‌های احزاب سیاسی، اول یڪ تعریف از حزب ارائه ڪنم و پایه‌های شڪل‌گیری احزاب را نیز از نظر علم سیاست برشمارم. چنانچه می‌دانید حزب سیاسی را «چرخ‌دنده‌ی ماشین دموڪراسی» نام نهاده‌اند. «بنیادهای علم سیاست» عبدالرحمن عالم منبعی مناسب برای این موضوع است.

تعریف : حزب «گردهمایی» مُستمر گروهی از مردم است با عقاید مشترڪ ڪه با تشڪیلات در پی دستیابی به قدرت سیاسی‌اند، از راه قانون و پشتیبانی مردم.

پایه‌های شڪل‌گیری : دست‌ڪم پنج پایه برای شڪل‌گیری حزب‌ها وجود دارد: ۱. طبیعت انسان، ۲. منافع متضاد اقتصادی، ۳. عامل محیطی، ۴. حس نژادی، ۵. زمینه‌ی دینی و مذهبی. در حال حاضر صاحب‌نظران علم سیاست بر این نظرند پایه‌ی اصلی و عمده‌ی احزاب سیاسی «اقتصادی» است. به‌طوری ڪه آن را پایه‌ی واقعی احزاب می‌دانند.

ڪارویژه‌های احزاب سیاسی: اما ڪارویژه‌ها را این‌گونه بیان می‌ڪنم: چون دانشمندان علم سیاست، احزاب را ستون فقرات دموڪراسی می‌دانند، روند زندگی سیاسی را بر پایه‌ی آن تفسیر می‌ڪنند. ڪارویژه‌های احزاب نیز متعدد است ڪه من از هفت ڪارویژه‌ها نام می‌برم:

۱. رقابت انتخاباتی برای ڪسب قدرت، ۲. تدوین سیاست‌های عمومی، ۳. انتقاد از حڪومت، ۴. واسطه‌ی میان حڪومت و ملت، ۵. تسهیل ڪار حڪومت پارلمانی، ۶. گردآوری همفڪران، ۷. آموزش سیاسی مردم.

از نگاه صاحب‌نظران علوم سیاسی دموڪراسی بدون حزب «مانند قایق بی‌پارو» است. در واقع وجود حزب سیاسی باعث می‌شود پهنه‌ی قدرت در هر دوره‌ی گردش نخبگان با رأی مردم، دچار فقدان برنامه و و خلاء مدیریتی نشود.

نبودِ احزاب، از نظر من، محیط دولت و یڪ ڪشور ولو پیشرفته و یا درحال‌پیشرفت را به یڪ آزمایشگاه دایمی‌خطرناڪِ افراد سیاسیِ فاقد توان و تفڪر تبدیل می‌ڪند؛ تا آن حد ڪه مثلاً در همین ایران ما یڪی می‌آید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (=برنامه و بودجه) را با میل و برداشت شخصی‌اش منحل می‌ڪند؛ دیگری می‌آید سه وزراتخانه را با هم ادغام می‌سازد؛ و آن دیگری از راه می‌رسد و اساساً درمی‌ماند چه باید بڪنَد. در سیاست‌ورزی و مملڪت‌داری حتی «لنین» هم باشد باز هم اول «چه باید ڪرد؟» می‌نویسد، زیرا باور داشت بی این، در هیچ ڪاری نمی‌توان آوانگارد (=جلودار، به‌وجودآورنده) و پیشرو و تغییردهنده‌ بود.

پس؛ احزاب اگر آزاد و با مرامنانه باشند، «چه باید ڪرد؟»ها را بهتر از فرد یا باند می‌دانند و می‌فهمند و پاسخگو به مردم هم می‌مانند.

تعداد صفحات : 7

آمار سایت
  • کل مطالب : 73
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 158
  • بازدید کننده امروز : 158
  • باردید دیروز : 23
  • بازدید کننده دیروز : 21
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 419
  • بازدید ماه : 305
  • بازدید سال : 6304
  • بازدید کلی : 116441
  • کدهای اختصاصی