شنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۹:۴۵ ق.ظ
حق چیست؟ نگارش ۲۴ ، ۱۲ ، ۱۴۰۳ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. یونس آیاتی شگفتانگیز دارد. در آیه ۴ از وعدهی حق، حرف زد. حق را تفسیرها چیزی دانستهاند که «واقعیت و اصالت داشته باشد». مثلاً حقبودنِ معاد (=در فارسی: زمان بازگشت) این است آفرینش الهی، جز با برگشت موجودات به سوی او، کامل نمیشوند. المیزان مثال قشنگی زد: مانند سنگ که از آسمان به طرف زمین حرکت میکند، کمالش این است. انسان هم سوی خدا کمالش شکل میگیرد. سوی خدا، همان معاد و قیامت و در زبان قشنگ فارسی: رستاخیر (=رَستَن + برخیزیدن) است. پس، انکار معاد در آیه ۷ یونس، بسیار نکوهیده شد، چونکه معاد وقتی باور نیاید، سقوط اعتقادات شروع میشود. به قول قرآندانان، وعده، وعید، امر، نهی، نبوت، وحی، و ... همه، سقوط میکنند. به قول علامه طباطبایی «دین الهی بنیانش درهم میریزد.» من معتقدم کردارها با اعتقاد معاد، اصلاح و اخلاص میشود. آنچه نوشتم در پس از سحریخوردن دست داد. شکمم سیر، مغزم فعال. قلبم هم، مهیّا. کموکاست هم داشتم اما.