احمد؛ مخ ریاضیمحل
نگارش دامنه ۱۵ ، ۱ ، ۱۴۰۴
پنجشنبهی پیش به اتفاق حاج سید رسولهاشمیدر مزار، سر قبر «حاجقاسم احمد» حاضر شدیم تا ادای احترام کنیم. ازقضا، همسرش و خواهرش حاجیه نیّره -همسر حاج محمدتقی- نیز حضور داشتند. عکسی انداختم تا سه نکته گویم:
قبر احمد آهنگر حاج قاسم عکس دامنه
۱. احمد، آن زمان اتاقی در بالخانهی سمت حیاط داشت که پر بود از آثار زندهیاد دکتر علی شریعتی. من و سید علی اصغر به آن اتاق نزد احمد آمدوشد داشتیم. اتاق نبود که! فقط کتاب بود.
۲. او به رایگان دانشآموزان محل را در کلاسی در شب، در دبستان دولتی دارابکلا در وسط محل، ریاضی میآموخت و کلاس تقویتی او اثرگذار بود.
۳. حاجقاسم احمد، عروسی پرباری گرفت. پس از من عروسی کرد. عروسی او شباهت زده بود به سنتیترین عروسی محل که باز نیز در آن روز من و سید علی اصغر بسیار برایش نقش حضور ایفا کردیم.
خواستم فقط با عکس قبرش، نگذارم به همین میزان که نامش زنده کردم، اسمش فراموش شود. خدا بیامرزدش. اگر کسی خاطره ازو دارد، گوید.